زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... هوررررررررررررا بلاخره خونه رو تکوندیم ...

1391/12/27 17:26
نویسنده : مامان رادين
218 بازدید
اشتراک گذاری

 

 سلام پسر قشنگم ، عزیز دلم آفرین به شما  تشویق که اینقدر آقا بودی تا من بتونم خونه رو یه صفایی بدم ...

مرسی که با همه خستگیهام و بی حوصلگیهام و گاهی بد اخلاقی هام ساختیخجالت و کمکم کردی تا خونه رو تمیز کنم لبخند... 

مامانی عاشقته پرنس کوچولو  

 تو این روزها شما هم بهم کمک می کردی ، مثل من یه دستمال بر میداشتی و با شیشه پاک کن که بهش میگفتی "پیس پیس" و هر جا رو که من تمیز میکردم رو دوباره تمیز میکردی و یا بعضی وقتا دستمال کثیفه رو برمیداشتی و رو تمیز شده ها می کشیدی و گاهی منو این شکلی قهقهه و گاه این شکلی عصبانی می کردی ...

اینم چند تا عکس که به دلیل تو دسترس نبودن دوربین با گوشیه داغون شده از دست شما گرفتم و کیفیت هم نداره ولی برای اینکه ازت تشکر کنم که بهم کمک کردی ازت یادگاری گرفتم عشق منقلب...

پسرم اینجا هم حین پاک کردن فیگوره گرفتی تا عکست قشنگ بشه قررررربونت بشم

پسرم اینجا خیلی قضیه رو جدی گرفتی و داری میری بالا تا همه حا رو تمیز کنی

اما بلاخره هر چی که بود بلاخره تمیز شد و الان خونمون برق میزنه و میتونم خوشحال باشم که داره عید میاد ...

گرچه یه دو هفته ای نقش کزت رو ایفا کردم   ، و یه وقتهایی حتی واسه یه چای خوردن هم وقت نداشتم یا از خستگی نای خوردن نداشتم  ،اما حالا وقتی نتیجه کار رو  میبینم لذت میبرم...

بابایی هم خدایی خیلی کمکم کرد  مخصوصاً تو پروژه فرش شستن که به خاطر خوب نشستن این قالی شویی ها رضایت ندادم که بدم بیرون و خودش با کمک مامان حاشی تو خونه بابا حبیب فرشها رو شست ...

یه خورده کارهایی مونده که امیدوارم زودتر تموم بشه و کار به لحظه سال تحویل نرسه ...

پسری هنوز سفره هفت سینم رو نچیدم و مرددم که درستش کنم یا نه سوال...

از طرفی اینقدر خسته ام که نا ندارم و از طرفی چشمم از شمایی که از دیوار راست بالا میری میترسه که یا تعداد سینها رو کم می کنی یا اضافه یا کلاً بساط هفت سین رو برمیچینی چشمک...

اما برات تو وبلاگت یه هفت سینمیندازم که توش

عشقی به سرخی سیب  و سلامتی همیشگی همچون سیب

رنگارنگی تو زندگیت مثل تخم مرغ های رنگی سفره

 سبزی و تازگی و طراوت همچون سبزه

 تحمل بالا و صبر و بردباری و یادگیری اون رو مثل سماق

 همیشه شاد بودن و شاد زیستن مثل ماهی 

 جیب پر پول اما حلال همچون سکه زرین رو سفره 

 پذیرش ناملایمات و قبولش رو  همچون سرکه

و اینکه فردی منصف و عادل باشی همچون سمنو

و از حدودت چه در شرع چه در عرف و چه در انسانیت تجاوز نکنی مثل سیر

 

یادش بخیر عید پارسال شما در کنار هفت سین

 

 و در پایان آرزو دارم که امسالت پر باشه

 از تصاویر زیبا و یادگاریهای خاطره انگیزی

که برات در آینده به یادگار بمونه پسرک من

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

پرهام ومامانش
28 اسفند 91 20:40
یشاپیش میبوسمتـــــ ( ' ; ' )
یکی این ور ('; ' )
یکی اون ور ( ' ;')
یادتـــــ باشه اولین روبوسی عید و من کـــــردم...




مرسی عزیزم
خیلی قشنگ بود
سال نو به شما خانواده مهربون مبارک

عشقه رادین
28 اسفند 91 23:58
الهی قربون اون کار کردنت بشم
چه پسر کاری ای داری مامانی
خدا حفظش کنه


ممنون عزیزم
اره ماشالا خیلی مهربون و نمی خواد مامانش خسته بشه